تبلیغات
عشق پول شویی - دختران آفتاب - خلاصه قسمت 11
به نام خدا

با سلام. تو این قسمت چندین اتفاق مهم افتاد اول اینكه نازلی به ساواش مسیج داد كه فردا بریم بیرون خلاصه برای فردا آماده شد همونطور كه تو تیزرش دیدن ، بعد بله فردا رفتن همراه با پری ، پری با جان و نازلی هم با ساواش قرار داشت ، كمی قبل از این علی رفته بود دمه خونه توچه كه بگه باید ویدیو رو پاك كنی خلاصه توچه قبول نكرد و جان به علی گفت كه من از تو اینترنت پاكش میكنم و پاك كردن از تو موبایل ها هم به عهده علی ، خلاصه جان كه اومد پیش پری اونجا همه متوجه شدن كه فیلم سلین رفته رو نت خلاصه نازلی فاز و نولش قاطی كرد مثل فلش رفت سراغ توچه و كلشو كرد تو بشقاب سالاد و ساواشم كه بعدش جلوشو گرفت و سر راه نازلی انقدر ظر زد كه ساواش برای خفه كردنش بوسیدش (دقیقا مثل سریال cilek kokusu ) ، در این بین سلین به فكر انتقام بود و از الكی از احساس علی سو استفاده كرد و انگار كه با هم آشتی كردن ، سلین هم به كمك امره ، مادر توچرو پیدا كرد و خودشو جلوش مظلوم نشون داد و به عنوان مریض به مادر توچه كه روانشناس بود مراجعه كرد ، و داستانو تعریف كرد ، در این بین علی و سلین ، نازلی و ساواشم برای خوش گذرونی كنار دریا رفتند و سلین هم كه برای این كه نقشش خوب عملی بشه 24 ساعته به علی حرف های احساسی میزنه و خلاصه شب آتیش درست كردن و نازلی از تو كیف ساواش گردنبند ملیسا رو پیدا كرد و متوجه شد كه ساواش همیشه به ملیسا فكر میكنه و از نازلی خوشش نمیاد ، در این بین توچه و دوست دختر نمك نشناس علی  لعنت الله علیه كه اسمشو یادم نمیاد اومدن و به سلین گفتند: دهنت سرویس ، مادرم میخواد منو بفرسته از اینجا برم یه خاطر حرف های تو ، نازلی از نقشه سلین خبر داشت و ساواش هم ازش پرسید واقعا این كارو كردی ؟ سلینم گفت شاید (ساواشم خوشحال شد چون از توچه خوشش نمیومد) ، خلاصه شب شد و همه رفتن خونه سر راه نازلی هم با ساواش صحبت كرد كه آره تو ملیسا رو دوست داری .. و برای آخرین بار ساواش رو بوسیدو ازش خدا حافظی كرد ، در این بین سلین تو اتاقش بود و علی از راه رسید و طبق تیزر 7 حرف های خیلی احساسی به علی زد ، علی هم بی خبر از دوربینی كه سلین روی میز كار گذاشته سلین رو بوسید و سلینم یه كف گرگی خابوند تو گوش علی و گفت گمشو بیرون و گوشیش رو برداشت و صحنه های قبلیو از رو فیلم پاك كرد و لحظه ی بوسیدنو و كف گرگیو نگه داشت و قرار بزاره تو نت ، در این بین هم ساواش رفت لب دریا كه گردن بندو بندازه تو دریا اما  همونطور كه به پارسا عرض كردم هنوز دلش پره و ملیسا تو قلبشه (باید كثیفی ملیسارو بفهمه تا از دلش بره بیرون) . فرداش یه كاغذ از طرف سگ سویلای میرسه به دست سویلای و زن احمد و اونو پست میكنه برای گونش ، اونجا میفهمیم كه بعـــــــله ، گونش در اصل اسمش گونش نبوده و اسمش توركان درگی بوده و قبلا اسمشو عوض كرده برای فرار از شوهر سابقش (البته معلوم نیست كدوم شوهرش فكر كنم 2 تا شوهر داشته) تمام


تاریخ : چهارشنبه 11 شهریور 1394 | 03:15 ب.ظ | نویسنده : مدیر ► | نظرات

  • paper | ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای
  • وبلاگicon